سیصد و نود و هفت - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 9:01
ورزش که میروم، روی تردمیل که چهار نعل میدوم، روی مت که بالا و پایین می پرم، وزنه ها را که پشت سرم می برم و بلند می کنم، با هر دردی که بدنم می گیرد، روحم آرامتر میشود. تخلیه می شوم از ناراحتی ها و بی اعصابی های همان روز، ذهنم روی حال متمرکز می شود، دلخوری های جا مانده از روزهای قبل را کنار می زند و م
سیصد و نود و نه - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 9:01
بعد از یک هفته برگشتن سر پروژه کار سختی است. در حدی سخت است که از صبح تا الان (۶:۲۱ پی ام) فقط وقت تلف کرده ام و اصلا حواسم روی پروژه ام متمرکز نیست. کد خواندن یکی از سخت ترین قسمت های شروع پروژه است. | چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۶ | 2:52 | من| |
سیصد و نود و نه و نیم - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 9:01
چرا کار نمی کنم؟ چرا تمرکز نمی کنم و وقتم را رویش نمی گذارم؟ چرا نمی توانم بنشینم مثل آدم کد بخوانم؟ چرا انگیزه ندارم؟چرا عاشق شده ام باز این وسط :))))) (نه نشده ام، ولی شبیه خر شدگی هایم رفتار می کنم) آخر هفته را در بوستون می گذرانیم، امیدوارم خوش بگذرد و ریفرش شوم.
چهااارصد - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 9:01
بوستون را در بهار ببینید، وای که چقدر زیباست! تجربه ی این دقعه ام در بوستون کاملا متفاوت بود با دفعه قبل. بوستون در زمستان زشت است =، در بهار بسیار بسیار زیبا و دلفریب. پر است از جاهای دیدنی، کافه ها و کتاب فروشی ها و گل فروشی های کنار هاروارد و یک بوستون کامن و یک هاربر عالی. با زرین رفتیم کنار آ
چهارصد و یک - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 9:01
چهارصد و یک این کافه ی جدیدی که پیدا و کشفش کرده ام هم جای خوبی است ها، هم آدمهایش جالبند ( تا بخواهید پسر آمریکایی مو بلند اینجا می آيد)، هم ساندویچ های ارزان و خوشمزه ای دارد و هم اینترنت خوب. بسیار خوشحالم که الان دانشکده نیستم و توی لب بچه ها قاچاقی ننشسته ام. شاید بهتر بود از اول اصلا اینجا می
چهارصد و دو - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 9:01
وقتی کسی آدم را دوست ندارد و نمی خواهد دوست آدم باشد، آدم باید چکار کند؟برای من تا به حال پیش نیامده بود که کسی واقعا دوستم نداشته باشد. نشده بود که کسی واقعا از من نخواهد که دوستش باشم و بخواهد که در واقع نه تنها دوستش نباشم بلکه در دورترین نقطه نسبت بهش بایستم. دوست داشتن را رومانتیک معنا نمی کنم،